سايت گل- شروع و پایان فوقالعاده رئال در بازی چهارشنبهشب برابر بارسا چشمنواز بود اما تنها 5دقیقه در پایان نیمه نخست کافی بود تا کاتالانها کار مادرید را یکسره کنند. گواردیولا مطابق سنت همیشگی در کوپا دلری چهارچوب دروازهاش را به پینتو سپرده بود و رئال برخلاف بازی رفت با ترکیب اوزیل، کاکا، رونالدو و جلوتر از آنها هیگواین تهاجمیتر از همیشه در برابر بارسا قد علم ميکرد. دیدار برگشت یکچهارم نهایی کوپا دلری در نوکمپ احتمالا مثبتترین و قابل دفاعترین نمایش مورینیو در برابر بارسا به شمار ميآید. نمایشی که برای نخستین بار در 10بازی اخیر توانست منتقدان مورینیو را متقاعد کند که آینده ميتواند از آن مادرید باشد.
دقایق اولیه
مطابق انتظارات بازی با فشار مضاعف چهار عنصر تهاجمی کهکشانیها بر روی صف مدافعین بارسا آغاز شد. فشاری که در همان ثانیههای آغازین بازی نمود پیدا کرد و تنها بیدقتی هیگواین بود که مانع از فروپاشی دروازه بارسا در 10ثانیه ابتدایی شد. روند فوق در ادامه نیمه اول نیز جریان داشت. بازی نرم و روان بارساییها درهمتر از همیشه مينمود و فرصتهای مسلم گلزنی رئال یکی پس از دیگری از دست ميرفت. رئالیها با شجاعتی که پیشتر از آنها سراغ نداشتیم به سمت دروازه بارسا حرکت ميکردند و پینتو هم مثل همیشه زمینهساز مشکلاتی برای خود و خط دفاعی تيمش ميشد. توزیع پاسهای کوتاه این دروازهبان در اطراف محوطه جریمه به هیچ وجه به خوبی ویکتور والدس نیست با این حال او همچنان به حضور موثر در متن جریان تیکیتاکا اصرار داشت.
انتقال سریع توپ از دفاع به حمله و طراحی ضدحملات سریع مهمترین برگ برنده مادریدیها در این دیدار به شمار ميرفت. ترکیب کاکا و اوزیل علاوه بر تزریق طراوت و شادابی به خط میانی رئال ابتکار عمل را نیز از هافبکهای بارسا ربوده بود. سرخیو بوسکتس، هافبک تدافعی تحسین شده این روزهای کاتالان علیرغم نمایش خوب خود تنها توانست کاکا را از جریان بازی دور کند و غفلت خواسته و یا ناخواسته او از مسووت اوزیل زمینهساز بهترین نمایش ستاره ترکتبار مادریدیها در الکلاسیکوها شد.
مشکلات بارسلونا
گردش توپ در بارسلونا ضعیفتر از حد معمول بود. مشکلی که دو منشا عمده داشت؛ نخست فشار رئال مادرید بر روی مدافعین بارسا که بازیسازی پیکه و پویول و حرکات آبیدال و دنی آلوز در کنارهها را به چالش کشیده بود و دوم اینکه آنها برخلاف همیشه از طول زمین به خوبی بهره نمیبردند و بیشتر در فضاهای بسته و فشرده به رد و بدل کردن توپ بین یکدیگر ميپرداختند. بارسا مثل بازی رفت اینیستا را در جناح چپ خط میانی گمارده بود تا به محور تغییر جریان بازی تبدیل شود اما حضور آلوارو آربلوآ که بر خلاف همیت آلتینتوپ یک فولبک تخصصی است بازی اینیستا را تحت تاثیر قرار داده بود. در واقع اینیستا بعد از تصاحب توپ نه ميتوانست به خوبی بازی رفت به سمت دروازه کاسیاس حرکت کند نه مثل همیشه به مرکز متمایل شود. به علاوه در جناح راست نیز بارسا با فقدان وینگر مواجه بود و از دنی آلوز هم خواسته شده بود تا عقبتر از همیشه بازی کند.
بارسا در بازی رفت با تکیه بر ارسال توپها به پشت مدافعین رئال سعی در شکستن این خط داشت و در بسیاری موارد، نظیر ضربه اینیستا به تیر دروازه و گل برتری اریک آبیدال، موفق بود. با این حال با کاهش عمق خط دفاعی رئال و بازگشت پپه به جای کاروالیوی کمتحرک به جمع مدافعین این تیم، این حربه بارسا تا حدودی خنثی شده بود و پاس های فابرگاس برخلاف بازی رفت کارساز نبودند.
با این حال بارسا توانست منفذ دیگری در میان خطوط رئال باز کند. رئالیها مثل گذشته فشرده بازی نمیکردند و حرکت مداوم لاسانا دیارا در کنار ژاوی در عقب و جلوی زمین خودی سرانجام برای او و تیمش گران تمام شد و لیونل مسی به فضای فاضلهاش در بین خطوط دفاعی و هافبک بارسا دست یافت. نبوغ فوق ستاره آرژانتینی بارسا چاشنی غفلت دیارا شد و مسی همچون دو الکلاسیکوي گذشته در نقش سازنده گل ظاهر شد. در سمت دیگر هم مصدومیت اینیستا به نظر توفیق اجباری مينمود و باز شدن پدرو در عرض خط دفاعی رئال و حضور او در نقطه کور این خط به گل نخست کاتالانها ختم شد. آنها خیلی زود و با تکیه بر شاخصههای فردی دنی آلوز و تا حدودی بخت و اقبال گل دومشان را هم به دروازه کاسیاس شلیک کردند تا روی کاغذ کار عملا برای مورینیو تمام شده به نظر آید.
جایگزینیها
کلید بازگشت رئال در نیمه دوم دو تعویض مورینیو در پایان یک ساعت ابتدایی بازی بود. لاسانا دیارا یک کارت زرد داشت و بنابراین نمیتوانست برای تکل کردن ریسک کند. عدم توانایی در تکل زدن هم از او یک مهره بیثمر ساخته بود. حضور استبان گرانرو علاوه بر مرتفع کردن این مشکل سرعت بیشتری هم به خط هافبک رئال بخشید. کریم بنزما نیز جایگزین هیگواین شد اما مهمترین اقدام مورینیو به بازی آوردن کایخون به جای کاکای نسبتا خاموش بود. با حضور کایخون آرایش رئال کم و بیش به یک 2-4-4 کلاسیک بدل ميشد که با جابهجاییهای پرشمار بنزما و رونالدو در سمت چپ و راست زمین و در عمق و عرض دفاع بارسا زمینه سردرگمی مدافعین این تیم را فراهم ميآورد.
شب سخت پیکه و پویول آغاز شده بود. آنها از عمق و جناحین تهدید ميشدند و گواردیولا هم تدبیری برای تقویت خط میانی خود و حمایت بیشتر بوسکتس از مدافعین مرکزیاش نداشت. در جریان دو گل رئال مادرید نخست کریس رونالدو در مصاف تک به تک با کارلوس پویول کار سختی در پیش نداشت و در مرحله بعد کریم بنزما با حرکتی انفجاری عمق ناتوانی و ضعف را در صف مدافعین تنهای بارسا به نمایش گذاشت. بازگشت بوسکتس به جمع خط دفاعی بارسا و تبدیل این خط به یک دفاع پنج نفره انتخاب خوبی برای گواردیولا به شمار ميآمد و به علاوه خاویر ماسچرانو هم آماده ورود به زمین بود اما گواردیولا تن به این انتخاب نداد و فشار مضاعف بر روی پیکه و پویول سرانجام به شکست این دو ختم شد.
مشکل دیگر بارسا عدم فشار و پرس از جلوی مهاجمین این تیم بود که اختیار بیشتری به هافبکهای رئال ميداد. این مسئله سرانجام گواردیولا را وادار کرد تا با جایگزینی ماسچرانو به جای آلکسیس سانچز مرکز ثقل تیمش را به عقب منتقل کند. جایی که کاپیتان سابق تیم ملی آرژانتین به یاری کارلوس پویولی ميشتافت که احتمال تسلیم شدنش برای سومین بار متوالی کم نبود.
نتیجه
رئال نه پیروز این میدان لقب گرفت و نه توانست راهی به نیمهنهایی باز کند اما عملکرد خوب آنها در نوکمپ قابل ستایش بود. مورینیو نفراتش را شجاعانهتر از همیشه گزینش کرده بود و نتیجه این امر هم خلق موقعیتهای فوقالعاده و پرشمار در زمین حریف بود. مهمترین مشکل مادریدیها کماکان در برابر دروازه بارساست. آنها موقعیتهای بیشتری در قیاس با رقیب خلق ميکنند اما درصد موفقیت بارساییها بسیار بسیار بیشتر است.
رئال برای پیروزی بر جریان توقفناپذیر بارسا باید از حداقلها به حداکثر برسد در حالی که این مسئله گاها در سمت مقابل اتفاق ميافتد. این دقیقا همان نقطهای است که هواداران مادرید ميبایست متوجه آن باشند. تاکتیکهای مورینیو حداقل در آخرین مصاف دو تیم کارگر افتاد و شاید بهتر باشد سیبل انتقادات از نیمکت مربیان رئال به صف مهاجمان این تیم نقل مکان کند.